دو
روز
مونده به
عروسی
با دوستام افتادیم به جون خونه و مرتب و خوشگل موشگلا کردیمو تازه مشخص شد هنوز یه سری چیز دیگه باید بخریمو اما موجودی همه جا صفر بود...دوست خوب به درد همین روزها میخورهانقدری که دو
برچسب:
نویسنده: حمید ابراهیمی
تاريخ: پنجشنبه
28 مرداد
1400 ساعت: 18:53